
پشت اين پنجره خيس نگاهم نكنيد
بغض من مي تركد همدم اهم نكنيد
من ز اما و اگر شايد و اي كاش پرم
دوستان گرگ شويد عازم چاهم نكنيد
من به تنهاي خود دلخوشم اي كاش شما
راه كج كرده و با عشق تباهم نكنيد
اشك در ديده من خرمن كاهيست شما
شعله برداشته شرمنده ي كاهم نكنيد
به خدا كعبه ي دل جاي بت و كفران نيست
بگذريد از دل من جاي گناهم نكنيد
خسته جان مهر كه در حسرت و غم مي سوزد
مي شود لطف كنيد عاشق ماهم نكنيد؟!

نکند موسم سفر باشد
ساربان خفته و بیخبر باشد
بوی باران تازه می آید
نکند بوی چشم تر باشد
سخنی از وفا شنیده نشد
نکند گوش خلق کر باشد
نکند عشق در برابر عقل
دست از پای درازتر باشد
نکند پرده چون فرو افتد
داستان، داستان زر باشد
زیر این نیم کاسه های قشنگ
نکند کاسهای دگر باشد
نکند آن که درس دین میداد
از خدا پاک بیخبر باشد
همچو سرو ایستادن در این باغ
نکند پاسخش تبر باشد
نور کیوان در آسمان نشست
نکند پوچ و بیثمر باشد
با تو شعرام همگی ، رنگ بهاره
با تو هیچ چیزی دلم ، کم نمیاره
وقتی نیستی همه چی ، تیره و تاره
کاش ببخشی تو خطاهامو دوباره
ای خدای مهربون ، دلم گرفته
از این ابر نیمه جون ، دلم گرفته
از زمین و آسمون ، دلم گرفته
آخه اشکامو ببین ، دلم گرفته
تو خطاهامو نبین ، دلم گرفته
تو ببخش فقط همین ، دلم گرفته
توی لحظه های من شیرین ترینی
واسه عشق و عاشقی تو بهترینی
کاش همیشه محرم دلم تو باشی
تو بزرگی ، اولین و آخرینی

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من....
من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب.... ..
.که به صد عشق و هوس می ارزم....




